آقای دکتر بلاخره یک روزدستت رومیشه؟
هميشه معادلههاي آسان را راحت نميتوان حل كرد! از همون اوايل كه اومد بايد يك چيزهايي حدس ميزديم. آخر كه بايد يك تناسبي بين كارهايت باشد يا نه؟ همينجوري هم كه نميشود. داشتم فيلم بچه ماسك رو از سيماي فخيمه ميديدم، يك لحظه به خودم اومدم گفتم: اي كلك! نكنه ماسك داره. بعد سريع به خودم اومدم و گفتم: آخه اين چه حرفيه؟ اولاً اگه داشت كه خيلي تابلوتر از اين ميشد دوماً بايد حداقل يك رنگ و لعابي به قيافهاش ميداد ولي خيلي طبيعيه، سوماً اينكه راستي اصلاً ماسك كه خياليه و محصول برادران هاليوديه (حفظهم الله لضرغامي و اعوانه) و وجود خارجي نداره؛ پس اين گزينه كه نيست. خلاصه بعد از آشناييمون هميشه كلي بالا و پائين كردم تا به يك نتيجه حداقل ساده برسم ولي گويا كه «كلنگ از آسمان افتاد و نشكست.» اصلاً همينجا از نظر شما خوانندگان (كه احتمالاً هيچوقت نخواهم ديد) استفاده ميكنم. بله شما... نه شما كه فكر كردي داري يك مطلب حسابي ميخوني بعد ديدي اشتباه كردي، بله با خود شما هستم. اي بابا... برنگرد با خودت هستم. آره ديگه بگو به نظر تو چه جورياست كه اينجوريه؟ چي...؟ هنوز نفهميدي دارم چي بلغور ميكنم. بابا جان يك معادله ساده الان ميگم كه اگه يك صفحه از زيست شناسي، آن هم صفحه بسم ا... الرحمن الرحيم رو خونده باشي ميتوني جواب بدي.
اين هم معادله:
يك فردي داريم كه رئيس جمهور است و كلي كلاس دارد و براساس روند همه رئيس جمهورها روزي هم يكبار در اخبار ببينيمش ميگوييم پر كار است. اگر سه ماهي يكبار هم مصاحبه كند ميگوييم پاسخگوست، اگر با اكثريت آرا انتخاب بشه و يك بار در عمرش هم در يك شهر به طرفش گل پرت كردند ميگوييم محبوب است، اگر يكبار با چندتا رفيقهاي دانشگاهياش بشينه ميگيم نخبه پروره، اگر يك بار برود و سازمان ملل و حرف بزند ميگوييم ايران را به جهان معرفي كرد و كلي اگرهاي ديگه؛ حالا اگر اين رئيس جمهور روزي دهها نامه مردمي رو بخونه، بعد چند ساعت مطالعه داشته باشه، بعد دوباره روزي چند ساعت با كلي وزير و دور و بريهاش جلسه داشته باشد، بعد سر و ته تشريفات غذا رو زده باشه و يك غذاي معمولي بخوره، بعد چند تا تلفن و كار ديگه انجام بده و هي نامه و توصيه و كار براي اينور و اونور انجام بده، بعد يك مصاحبه انجام بده (به غير از فرصتهاي ديگه كهاگه گيرش بيارن ازش سؤال ميپرسن و مصاحبه ميكنن)، و ديگه اينگه گُر و گُر سفر بره (كه ما كه هيچ كاري نميكنيم يك روز ميريم سفر، تموم ميشيم ميريم) بعد تو همه سفرها به چند تا شهر بره و تو هر شهر ساعتها سرپا حرف بزنه و راه بره و از مردم حرفهاشونو بشنوه، بعد تو يك جلسه سه چهار ساعت سر و كله بزنن براي كارهاي مردم، و اينكه هر روز اين صدا و سيما مجبور بشه تو هر بخش خبري حداقل يك خبري از كارهاش بگه و اگه چند تا بود براي اينكه محبوبيتش خيلي نشه قاطي بقيه خبرها يكي در ميون از كارهاش ميگه، ديگه اينكه بعد از سالها به زور امسال روز اهداي خون ازش خون بگيرن، و ديگه هر روز بدون استثنا روزنامهها (به قول رئيس جمهور قبلي) برايش بحران بيافرينند و خيلي كارهاي ديگه كه من خسته شدم و حوصله شما سر رفت.
حالا بگوييد با توجه به اينكه هميشه دو دوتا چهارتا ميشه، چطوريه كه يك آدم لاغر اين همه انرژي داره و كار ميكنه. چطوره كه صدا و سيما مجبوره هر روز يك خبر ازش بده. آخه كدوم عقل سالمي قبول مي كنه يك آدم سالم و حسابي انرژي اين همه كار داشته باشه و بعد اين همه هم سرش غر بزننو باز هم با اين همه انرژي كار بكنه. هر چند يك حدسي زده ميشه و آن هم اينه كه از انرژي اتمي استفاده ميكنه و به همين خاطره كه تنها كسي كه تونسته اين داستان رو به سرانجام برسونه خودشه و اميدوارم به همين خاطر دستش رو بشه كه نيتش خالص نبوده. البته چون نميدونم يك انسان چطوري ميتونه از انرژي اتمي استفاده بكنه، اين گزينه هم رد ميشه. حالا جواب معادله.... خب بگيد ديگه... . چيه شما هم بهت زده شديد. آخي... يكي بياد اين بنده خدا رو جمع بكنه، چرا به اين زودي وا رفتي؟ هنوز كلي چيز ديگه هم هست نه من ميدونم و نه ميگم... . خلاصه شرمنده اگه ميدونستم كم ميآري اين معادله سخت رو مطرح نميكردم.
امروز که می خواستم مطلب جدید رو پست کنم حیفم اومد این نظرو ننویسم
با سلام و خسته نباشید از ریز بینی و تیز بینی شما تشکر می کنم و به عرض می رسانم که همیشه حجم بیانگر کیفیت نیست چون اگر اینطور بود ان وقت خیلی ها که در طول و عرض فضای بیشتری اشغال می کنند باید گوی سبقت .خدمت به خدا و خلق خدا را از دیگران می ربودند انرژی یک انسان خالص حاصل انگیزه و قدرت جسمانی و امدادهای الهی است حال معادله جنابعالی به راحتی حل می شود چرا که خستگی در مردان خدا معنایی ندارد و همیشه آنها با لبخند خلق خدا که حتما رضایت الهی در پی ان است تامین انرژی می شوند که انرژی هسته ای در مقابل ان به مراتب ژول پایینی دارد